و شاؤل به یك طرف كوه میرفت و داود و كسانش به طرف دیگر كوه. و داود می شتافت كه از حضور شاؤل بگریزد. و شاؤل و مردانش داود و كسانش را احاطه نمودند تا ایشان را بگیرند.
TSK
TSK · اِستر 6:1
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و چون مُرْدِخای از این امر اطّلاع یافت، اِسْتَر ملكه را خبر داد و اِسْتَر، پادشاه را از زبان مُرْدِخای مخبر ساخت.
كه اگر در نظر پادشاه التفات یافتم و اگر پادشاه مصلحت داند كه مسؤول مرا عطا فرماید و درخواست مرا بجا آورد، پادشاه و هامان به ضیافتی كه به جهت ایشان مهیا میكنم بیایند و فردا امر پادشاه را بجا خواهم آورد.»
فقیران و مسكینان آب را میجویند و نمییابند و زبان ایشان از تشنگی خشك میشود. من كه یهوه هستم ایشان را اجابت خواهم نمود. خدای اسرائیل هستم ایشان را ترك نخواهم كرد.
آنگاه پادشاه به قصر خویش رفته، شب را به روزه بسر برد و به حضور وی اسباب عیش او را نیاوردند و خوابش از او رفت.
زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر بعید از غوررسی است احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی!