TSK

TSK · حِزقيال 10:1

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

ناگاه‌ چشمان‌ خود را بلند كرده‌، دید كه‌ اینك‌ سه‌ مرد در مقابل‌ او ایستاده‌اند. و چون‌ ایشان‌ را دید، از در خیمه‌ به‌ استقبال‌ ایشان‌ شتافت‌، و رو بر زمین‌ نهاد

آنگاه‌ آن‌ مردان‌ از آنجا بسوی‌ سدوم‌ متوجه‌ شده‌، برفتند. و ابراهیم‌ در حضور خداوند هنوز ایستاده‌ بود.

و یعقوب‌ تنها ماند و مردی‌ با وی‌ تا طلوع‌ فجر كشتی‌ می‌گرفت‌.

و خدای‌ اسرائیل‌ را دیدند، و زیر پایهایش‌ مثل‌ صنعتی‌ از یاقوت‌ كبود شفاف‌ و مانند ذات‌ آسمان‌ در صفا.

و یهُوَه‌ به‌ یوشع‌ گفت‌: «ببین‌ اریحا و مَلِكَش‌ و مردان‌ جنگی‌ را به‌ دست‌ تو تسلیم‌ كردم‌.

ارابه‌های خدا کرورها و هزارهاست. خداوند در میان آنهاست و سینا در قدس است.

و بعد از مرور ایام‌ بسیار خداوند مرا گفت‌: «برخاسته‌، به‌ فرات‌ برو و كمربندی‌ را كه‌ تو را امر فرمودم‌ كه‌ در آنجا پنهان‌ كنی‌ از آنجا بگیر.»

به‌ پادشاه‌ و ملكه‌ بگو خویشتن‌ را فروتن‌ ساخته‌، بنشینید زیرا كه‌ افسرها یعنی‌ تاجهای‌ جلال‌ شما افتاده‌ است‌.

و شباهت‌ فلكی‌ كه‌ بالای‌ سر حیوانات‌ بود مثل‌ منظر بلّورِ مهیب‌ بود و بالای‌ سر آنها پهن‌ شده‌ بود.

آنگاه‌ كروبیان‌ بالهای‌ خود را برافراشتند و چرخها به‌ پهلوی‌ ایشان‌ بود و جلال‌ خدای‌ اسرائیل‌ از طرف‌ بالا بر ایشان‌ قرار گرفت‌.

خدا را هرگز کسی ندیده است؛ پسر یگانه‌ای که در آغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد.

که به آسمان رفت و بدست راست خدا است و فرشتگان و قدرتها و قوّات مطیع او شده‌اند.

فی‌الفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشیننده‌ای.