و به موسی گفت: «نزد خداوند بالا بیا، تو و هارون و ناداب و اَبِیهُو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل و از دور سجده كنید.
TSK
TSK · حِزقيال 8:11
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
پس خداوند موسی را خطاب كرده، گفت: « هفتاد نفر از مشایخ بنیاسرائیل كه ایشان را میدانی كه مشایخ قوم و سروران آنها میباشند نزد من جمع كن، و ایشان را به خیمۀ اجتماع بیاور تا در آنجا با تو بایستند.
و هر كس مِجْمَر خود را گرفته، بخور بر آنها بگذارد؛ و شما هر كس مِجْمَر خود، یعنی دویست و پنجاه مِجْمَر به حضور خداوند بیاورید، تو نیز و هارون هر یك مِجْمَر خود را بیاورید.»
و در سال هجدهمِ یوشیا پادشاه واقع شد كه پادشاه، شافان بن اَصَلْیا بن مَشُلاّمِ كاتب را به خانۀ خداوند فرستاده، گفت:
و پادشاه، حِلْقیای كاهن و اخیقام بن شافان و عَكْبُور بن میكایا و شافانِ كاتب و عَسایا، خادم پادشاه را امر فرموده، گفت:
و اما قومی كه در زمین یهودا باقی ماندند و نَبُوكَدْنَصَّر، پادشاه بابل ایشان را رها كرده بود، پس جَدَلْیا ابن اخیقام بن شافان را بر ایشان گماشت.
آنگاه عُزّیا كه مِجْمَری برای سوزانیدن بخور در دست خود داشت، غضبناك شد و چون خشمش بر كاهنان افروخته گردید، برص به حضور كاهنان در خانۀ خداوند به پهلوی مذبح بخور بر پیشانیاش پدید آمد.
پس نزد بزرگان میروم و با ایشان تكلّم خواهم نمود زیرا كه ایشان طریق خداوند و احكام خدای خود را میدانند.» لیكن ایشان متّفقاً یوغ را شكسته و بندها را گسیختهاند.
خداوند چنین گفت: «برو و كوزه سفالین از كوزهگر بخر و بعضی از مشایخ قوم و مشایخ كهنه را همراه خود بردار.
و یهویاقیم پادشاه كسان به مصر فرستاد یعنی اَلناتان بن عَكبُور و چند نفر را با او به مصر (فرستاد).
(پس آن را) به دست اَلعاسَه بن شافان و جَمَریا ابن حِلقیا كه صدقیا پادشاه یهودا ایشان را نزد نبوكدنصّر پادشاه بابل به بابل فرستاد (ارسال نموده)، گفت:
پیران و جوانان و دختران و اطفال و زنان را تماماً به قتل رسانید، امّا به هر كسی كه این نشان را دارد نزدیك مشوید و از قدس من شروع كنید.» پس از مردان پیری كه پیش خانه بودند شروع كردند.