TSK

TSK · پیدایش 18:11

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

آنگاه‌ ابراهیم‌ به‌ روی‌ در افتاده‌، بخندید و در دل‌ خود گفت‌: «آیا برای‌ مرد صد ساله‌ پسری‌ متولد شود و ساره‌ در نود سالگی‌ بزاید؟»

خداوند ، ابراهیم‌ را در هر چیز بركت‌ داد.

او به‌ پدر خود گفت‌: «بنظر آقایم‌ بد نیاید كه‌ در حضورت‌ نمی‌توانم‌ برخاست‌، زیرا كه‌ عادت‌ زنان‌ بر من‌ است‌.» پس‌ تجسس‌ نموده‌، بتها را نیافت‌.

و یوشع‌ پیر و سالخورده‌ شد، و خداوند به‌ وی‌ گفت‌: «تو پیر و سالخورده‌ شده‌ای‌ و هنوز زمین‌ بسیار برای‌ تصرف‌ باقی‌ می‌ماند.

زکریّا به فرشته گفت، این را چگونه بدانم و حال آنکه من پیر هستم و زوجهام دیرینه سال است؟

که او در ناامیدی به امید ایمان آورد تا پدر امّت‌های بسیار شود، برحسب آنچه گفته شد که ذریّت تو چنین خواهند بود.

چونکه یقین دانست که خدا قادر بر برانگیزانیدن از اموات است و همچنین او را در مَثَلی از اموات نیز باز یافت.