گفت: «یهُوَه از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با كرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد.
TSK
TSK · عبرانیان 12:22
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
شاید یهُوَه خدایت تمامی سخنان رَبْشاقی را كهآقایش، پادشاه آشور، او را برای اهانت نمودن خدای حی فرستاده است، بشنود و سخنانی را كه یهُوَه، خدایت شنیده است، توبیخ نماید. پس برای بقیهای كه یافت میشوند، تضرع نما.»
جان من تشنهٔ خداست تشنهٔ خدای حیّ، که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم.
ارابههای خدا کرورها و هزارهاست. خداوند در میان آنهاست و سینا در قدس است.
سخنهای مجید دربارهٔٔ تو گفته میشود، ای شهر خدا! سِلاه.
ای ساكنه صهیون صدا را برافراشته، بسرای زیرا قدّوس اسرائیل در میان تو عظیم است.»
بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید: «اینك در صهیون سنگ بنیادی نهادم یعنی سنگ آزموده و سنگ زاویهای گرانبها و اساس محكم پس هر كه ایمان آورد تعجیل نخواهد نمود.
و من كلام خود را در دهان تو گذاشتم و تو را زیر سایه دست خویش پنهان كردم تا آسمانها غرس نمایم و بنیاد زمینی نهم و صهیون را گویم كه تو قوم من هستی.
و پسران آنانی كه تو را ستممیرسانند خم شده، نزد تو خواهند آمد و جمیع آنانی كه تو را اهانت مینمایند نزد كف پایهای تو سجده خواهند نمود و تو را شهر یهوه و صهیونِ قدّوسِ اسرائیل خواهند نامید.
از حضور من فرمانی صادر شده است كه در هر سلطنتی از ممالك من (مردمان) به حضور خدای دانیال لرزان و ترسان باشند زیرا كه او خدای حی و تا ابدالا´باد قیوم است. و ملكوت او بیزوال و سلطنت او غیرمتناهی است.
لیكن شماره بنیاسرائیل مثل ریگ دریا خواهد بود كه نتوان پیمود و نتوان شمرد و در مكانی كه به ایشان گفته میشد شما قوم من نیستید، در آنجا گفته خواهد شد پسران خدای حی میباشید.
و نه به زمین زیرا که پایانداز او است، و نه به اورْشلیم زیرا که شهر پادشاه عظیم است،
و جایی که به ایشان گفته شد که شما قوم مننیستید، در آنجا پسران خدای حّی خوانده خواهند شد.
لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادرِ جمیع ما میباشد.
زیرا خود ایشان دربارهٔ ما خبر میدهند که چه قسم وارد به شما شدیم و به چه نوع شما از بتها به سوی خدا بازگشت کردید تا خدای حیِّ حقیقی را بندگی نمایید،
پس آیا چند مرتبه زیاده، خون مسیح که به روح ازلی خویشتن را بیعیب به خدا گذرانید، ضمیر شما را از اعمال مرده طاهر نخواهد ساخت، تا خدای زنده را خدمت نمایید؟
زانرو که مترقّب شهری بابنیاد بود که معمار و سازندهٔ آن خداست.
لکن خنوخ که هفتم از آدم بود، دربارهٔ همین اشخاص خبر داده، گفت، اینک، خداوند با هزاران هزار از مقّدسین خود آمد
و دیدم و شنیدم صدای فرشتگان بسیار را که گرداگرد تخت و حیوانات و پیران بودند و عدد ایشان کرورها کرور و هزاران هزار بود؛
و دیدم که اینک، برّه، بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل و چهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم میدارند.
آنگاه مرا در روح، به کوهی بزرگِ بلند برد و شهر مقدّس اورشلیم را به من نمود که از آسمان از جانب خدا نازل میشود،