TSK

TSK · اِشعيا 12:6

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

غلامی‌ را كه‌ از آقای‌ خود نزد تو بگریزد، به‌ آقایش‌ مسپار.

ای کوه‌های با قله‌های افراشته، چرا نگرانید بر این کوهی که خدا برای مسکن خود برگزیده است؟ هر آینه خداوند در آن تا به ابد ساکن خواهد بود.

زیرا که سپر ما از آن خداوند است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائیل.

این است آرامگاه من تا ابدالآباد. اینجا ساکن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم.

اینك‌ من‌ و پسرانی‌ كه‌ خداوند به‌ من‌ داده‌ است‌، از جانب‌ یهوه‌ صبایوت‌ كه‌ در كوه‌ صهیون‌ ساكن‌ است‌ به‌ جهت‌ اسرائیل‌ آیات‌ و علامات‌ هستیم‌.

و مـاه‌ خجـل‌ و آفتاب‌ رسوا خواهـد گشت‌ زیرا كه‌ یهـوه‌ صبایوت‌ در كوه‌ صهیون‌ و در اورشلیم‌ و به‌ حضور مشایخ‌ خویش‌، با جلال‌ سلطنت‌ خواهد نمود.

بلكه‌ در آنجا خداوند ذوالجلال‌ برای‌ ما مكان‌ جویهای‌ آب‌ و نهرهای‌ وسیع‌ خواهد بود كه‌ در آن‌ هیچ‌ كشتی‌ با پاروها داخل‌ نخواهد شد و سفینه‌ بزرگ‌ از آن‌ عبور نخواهد كرد.

ای‌ صهیون‌ كه‌ بشارت‌ می‌دهی‌ به‌ كوه‌ بلند برآی‌! و ای‌ اورشلیم‌ كه‌ بشارت‌ می‌دهی‌ آوازت‌ را با قوّت‌ بلند كن‌! آن‌ را بلند كن‌ و مترس‌ و به‌ شهرهای‌ یهودا بگو كه‌ «هان‌ خدای‌ شما است‌!»

آنها را خواهی‌ افشاند و باد آنها را برداشته‌، گردباد آنها را پراكنده‌ خواهد ساخت‌. لیكن‌ تو از خداوند شادمان‌ خواهی‌ شد و به‌ قدّوس‌ اسرائیل‌ فخر خواهی‌ نمود.

چه‌ زیبا است‌ بر كوهها پایهای‌ مبشّر كه‌ سلامتی‌ را ندا می‌كند و به‌ خیرات‌ بشارت‌ می‌دهد و نجات‌ را ندا می‌كند و به‌ صهیون‌ می‌گوید كه‌ خدای‌ تو سلطنت‌ می‌نماید.

ای‌ عاقره‌ای‌ كه‌ نزاییده‌ای‌ بسرا! ای‌ كه درد زه‌ نكشیده‌ای‌ به‌ آواز بلند ترنّم‌ نما و فریاد برآور! زیرا خداوند می‌گوید پسران‌ زن‌ بی‌كس‌ از پسران‌ زن‌ منكوحه‌ زیاده‌اند.

و محیطش‌ هجده‌ هزار (نی‌) می‌باشد و اسم‌ شهر از آن‌ روز یهوه‌ شَمَّه‌ خواهد بود.»

وای‌ بر امّت‌ كَریتیان‌ كه‌ بر ساحل‌ دریا ساكنند. ای‌ كنعان‌، ای‌ زمین‌ فِلِسطینیان‌ كلام‌ خداوند به‌ ضدّ شما است‌ و من‌ تو را چنان‌ هلاك‌ می‌كنم‌ كه‌ كسی‌ در تو ساكن‌ نخواهد بود،

و خداوند می‌گوید كه‌ من‌ به‌ اطرافش‌ دیواری‌ آتشین‌ خواهم‌ بود و در اندرونش‌ جلال‌ خواهم‌ بود.

ای‌ دختر صهیون‌ ترنّم‌ نما و شادی‌ كن‌ زیرا خداوند می‌گوید كه‌ اینك‌ می‌آیم‌ و در میان‌ تو ساكن‌ خواهم‌ شد.

و چون نزدیک به سرازیری کوه زیتون رسید، تمامی شاگردانش شادی کرده، به آواز بلند خدا را حمد گفتن شروع کردند، به‌سبب همهٔٔ قوّاتی که از او دیده بودند.