ابرام گفت: «ای خداوند یهوه، مرا چه خواهی داد، و من بیاولاد میروم، و مختار خانهام، این العاذار دمشقی است؟»
TSK
TSK · اِشعيا 17:1
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
پس پادشاه آشور، وی را اجابت نمود و پادشاه آشور به دمشق برآمده، آن را گرفت و اهل آن را به قیر به اسیری برد و رَصِینْ را به قتل رسانید.
بنابراین، یهُوَه خدایش او را به دست پادشاه ارام تسلیم نمود كه ایشان او را شكست داده، اسیران بسیاری از او گرفته، به دمشق بردند. و به دست پادشاه اسرائیل نیز تسلیم شد كه او را شكست عظیمی داد.
زیرا كه سر اَرام، دمشق و سر دمشق، رصین است و بعد از شصت و پنج سال افرایم شكسته میشود به طوری كه دیگر قومی نخواهد بود.
آیا كَلنو مثل كركمیش نیست و آیا حمات مثل ارفاد نی، و آیا سامره مانند دمشق نمیباشد،
وحی دربارۀ موآب: زیرا كه در شبی عار موآب خراب و هلاك شده است؛ زیرا در شبی قیر موآب خراب و هلاك شده است.
چونكه شهری را توده و قریه حصین را خرابه گردانیدهای و قصر غریبان را كه شهر نباشد و هرگز بنا نگردد.
لهذا اینك خداوند میگوید: ایامی میآید كه نعره جنگ را در رَبّه بنیعمّون خواهم شنوانید و تلّ ویران خواهد گشت و دهاتش به آتش سوخته خواهد شد. و خداوند میگوید كه اسرائیل متصرّفان خویش را به تصرّف خواهد آورد.»
خداوند چنین می گوید: به سبب سه و چهار تقصیر دمشق، عقوبتش را نخواهم برگردانید زیرا که جلعاد را به چومهای آهنین کوفتند.
بنابراین صَهْیون به سبب شما مثل مزرعه شیار خواهد شد و اورشلیم به تودههای سنگ و كوه خانه به بلندیهای جنگل مبدّل خواهد گردید.
و از او نامهها خواست به سوی کنایسی که در دمشق بود تا اگر کسی را از اهل طریقت خواه مرد و خواه زن بیابد، ایشان را بند برنهاده، به اورشلیم بیاورد.