و خنوخ با خدا راه میرفت و نایاب شد، زیرا خدا او را برگرفت.
TSK
TSK · اِرميا 31:15
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و همۀ پسران و همۀ دخترانش به تسلی او برخاستند. اما تسلی نپذیرفت، و گفت: «سوگوار نزد پسر خود به گور فرود میروم.» پس پدرشبرای وی همی گریست.
و پدر ایشان، یعقوب، بدیشان گفت: «مرا بیاولاد ساختید، یوسف نیست و شمعون نیست و بنیامین را میخواهید ببرید. این همه بر من است؟»
و به رامه بر می گشت زیرا خانه اش در آنجا بود و در آنجا بر اسرائیل داوری می نمود، و مذبحی در آنجا برای خداوند بنا كرد.
امّا گذشت و اینک نیست گردید و او را جستجو کردم و یافت نشد.
بنابراین گفتم نظر خود را از من بگردانید زیرا كه با تلخی گریه میكنم. برای تسلّی من دربارۀ خرابی دختر قومم الحاح مكنید.
كلامی كه از جانب خداوند بر ارمیا نازل شد بعد از آنكه نبوزردان رئیس جلاّدان او را از رامه رهایی داد و وی را از میان تمامی اسیران اورشلیم و یهودا كه به بابل جلای وطن میشدند و او در میان ایشان به زنجیرها بسته شده بود برگرفت.
و آن را پیش من بگشود كه رو و پشتش هر دو نوشته بود و نوحه وماتم و وای بر آن مكتوب بود.