TSK

TSK · اِرميا 42:1

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

و خداوند می‌گوید: «چونكه‌ این‌ قوم‌ از دهان‌ خود به‌ من‌ تقرّب‌ می‌جویند و به‌ لبهای‌ خویش‌ مرا تمجید می‌نمایند، امّا دل‌ خود را از من‌ دور كرده‌اند و ترس‌ ایشان‌ از من‌ وصیتی‌ است‌ كه‌ از انسان‌ آموخته‌اند؛

آواز خود را بلند كن‌ و دریغ‌ مدار و آواز خود را مثل‌ كَرِنّا بلند كرده‌، به‌ قوم‌ من‌ تقصیر ایشان‌ را و به‌ خاندان‌ یعقوب‌ گناهان‌ ایشان‌ را اعلام‌ نما.

چونكه‌ جمیع‌ ایشان‌ چه‌ خُرد و چه‌ بزرگ‌، پر از طمع‌ شده‌اند و همگی‌ ایشان‌ چه‌ نبی‌ و چه‌ كاهن‌، فریب‌ را بعمل‌ می‌آورند.

آنگاه‌ ایشان‌ نزد جدلیا به‌ مصفه‌ آمدند یعنی‌ اسماعیل‌ بن‌ نَتَنْیا و یوحانان‌ و یوناتان‌ پسران‌ قاریح‌ و سرایا ابن‌ تَنْحُومَت‌ و پسران‌ عیفای‌ نَطُوفاتی‌ و یزَنْیا پسر مَعْكاتی‌ ایشان‌ و مردان‌ ایشان‌.

اما چون‌ یوحانان‌ بن‌ قاریح‌ و تمامی‌ سرداران‌ لشكری‌ كه‌ همراهش‌ بودند از تمامی‌ فتنه‌ای‌ كه‌ اسماعیل‌ بن‌ نَتَنْیا كرده‌ بود خبر یافتند،

پس‌ یوحانان‌ بن‌ قاریح‌ و همه‌ سرداران‌ لشكر كه‌ همراهش‌ بودند و تمامی‌ قوم‌ را از كوچك‌ و بزرگ‌ خطاب‌ كرده‌،

آنگاه‌ عَزَریا ابن‌ هُوشَعْیا و یوحانان‌ بن‌ قاریح‌ و جمیع‌ مردان‌ متكبّر، ارمیا را خطاب‌ كرده‌، گفتند: «تو دروغ‌ می‌گویی‌، یهوه‌ خدای‌ ما تو را نفرستاده‌ است‌ تا بگویی‌ به‌ مصر مروید و در آنجا سكونت‌ منمایید.

و بقیه‌ یهودا را كه‌ رفتن‌ به‌ مصر و ساكن‌ شدن‌ در آنجا را جزم‌ نموده‌اند، خواهم‌ گرفت‌ تا جمیع‌ ایشان‌ در زمین‌ مصر هلاك‌ شوند. و ایشان‌ به‌ شمشیر و قحط‌ خواهند افتاد و از خُرد و بزرگ‌ به‌ شمشیر و قحط‌ تلف‌ شده‌، خواهند مرد و مورد نفرین‌ و دهشت‌ و لعنت‌ و عار خواهند گردید.

و روح‌ مرا برداشته‌، به‌ دروازه‌ شرقی خانه‌ خداوند كه‌ بسوی‌ مشرق‌ متوجّه‌ است‌ آورد. و اینك‌ نزد دهنه‌ دروازه‌ بیست‌ و پنج‌ مرد بودند و در میان‌ ایشان‌ یازَنْیا ابن‌ عَزُّور و فَلَطیا ابن‌ بنایا رؤسای‌ قوم‌ را دیدم‌.

و در روز دهم‌ ماه‌ پنجم‌ از سال‌ هفتم‌بعضی‌ از مشایخ‌ اسرائیل‌ به‌ جهت‌ طلبیدن‌ خداوند آمدند و پیش‌ من‌ نشستند.

این قوم به زبانهای خود به من تقرّب می‌جویند و به لبهای خویش مرا تمجید می‌نمایند، لیکن دلشان از من دور است.