TSK

TSK · يوشَع 3:1

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

بامدادان‌، ابراهیم‌ برخاسته‌، الاغ‌ خود را بیاراست‌، و دو نفر از نوكران‌ خود را با پسر خویش‌ اسحاق‌، برداشته‌ و هیزم‌ برای‌ قربانی‌ سوختنی‌ شكسته‌، روانه‌ شد، و به‌ سوی‌ آن‌ مكانی‌ كه‌ خدا او را فرموده‌ بود، رفت‌.

و یوشع‌ بن‌نون‌ دو مرد جاسوس‌ از شِطّیم‌ به پنهانی‌ فرستاده‌، گفت‌: «روانه‌ شده‌، زمین‌ و اریحا را ببینید.» پس‌ رفته‌، به‌ خانۀ زن‌ زانیه‌ای‌ كه‌ راحاب‌ نام‌ داشت‌ داخل‌ شده‌، در آنجا خوابیدند.

و در روز هفتم‌، وقت‌ طلوع‌ فجر، به‌ زودی‌ برخاسته‌، شهر را به‌ همین‌ طور هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كردند، جز اینكه‌ در آن‌ روز شهر را هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كردند.

و یوشع‌ بامدادان‌ بزودی‌ برخاسته‌، قوم‌ را صف‌آرایی‌ نمود، و او با مشایخ‌ اسرائیل‌ پیش‌ روی‌ قوم‌ بسوی‌ عای‌ روانه‌ شدند.

پس داود بامدادان برخاسته، گله را به دست چوپان واگذاشت و برداشته، چنانكه یسّا او را امر فرموده بود برفت، و به سنگر اردو رسید وقتی كه لشكر به میدان بیرون رفته، برای جنگ نعره میزدند.

پس‌ حال‌ خداوند می‌گوید: از آنرو كه‌ تمام‌ این‌ اعمال‌ را بجا آوردید با آنكه‌ من‌ صبح‌ زود برخاسته‌، به‌ شما تكّلم‌ نموده‌، سخن‌ راندم‌ اما نشنیدید و شما را خواندم‌ اما جواب‌ ندادید.

و اگر كلام‌ بندگانم‌ انبیا را كه‌ من‌ایشان‌ را نزد شما فرستادم‌ اطاعت‌ ننمایید با آنكه‌ من‌ صبح‌ زود برخاسته‌، ایشان‌ را ارسال‌ نمودم‌ اما شما گوش‌ نگرفتید.

بامدادان قبل از صبح برخاسته، بیرون رفت و به ویرانهای رسیده، در آنجا به دعا مشغول شد.