TSK

TSK · يوشَع 6:5

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

و چون‌ آواز كَرِنّا زیاده‌ و زیاده‌ سخت‌ نواخته‌ می‌شد، موسی‌ سخن‌ گفت‌، و خدا او را به‌ زبان‌ جواب‌ داد.

آنگاه‌ قوم‌ صدا زدند و كَرِنّاها را نواختند. و چون‌ قوم‌ آواز كَرِنّا را شنیدند و قوم‌ به‌ آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به‌ زمین‌ افتاد. و قوم‌ یعنی‌ هر كس‌ پیش‌ روی‌ خود به‌ شهر برآمد و شهر را گرفتند.

و كمین‌كنندگان‌ تعجیل‌ نموده‌، بر جِبْعَه‌ هجوم‌ آوردند و كمین‌كنندگان‌ خود را پراكنده‌ ساخته‌، تمام‌ شهر را به‌ دم‌ شمشیر زدند.

پس داود بامدادان برخاسته، گله را به دست چوپان واگذاشت و برداشته، چنانكه یسّا او را امر فرموده بود برفت، و به سنگر اردو رسید وقتی كه لشكر به میدان بیرون رفته، برای جنگ نعره میزدند.

و چون‌ یهودا نگریستند، اینك‌ جنگ‌ هم‌ از پیش‌ و هم‌ از عقب‌ ایشان‌ بود. پس‌ نزد خداوند استغاثه‌ نمودند و كاهنان‌ كَرِنّاها را نواختند.

و قلعه‌ بلند حصارهایت‌ را خم‌ كرده‌، بزیر خواهد افكند و بر زمین‌ با غبار یكسان‌ خواهد ساخت‌.

از هر طرف‌ بر او نعره‌ زنید چونكه‌ خویشتن‌ را تسلیم‌ نموده‌ است‌. حصارهایش‌ افتاده‌ و دیوارهایش‌ منهدم‌ شده‌ است‌ زیرا كه‌ این‌ انتقام‌ خداوند است‌. پس‌ از او انتقام‌ بگیرید و بطوری‌ كه‌ او عمل‌ نموده‌ است‌ همچنان‌ با او عمل‌ نمایید.

به ایمان حصار اَرِیحا چون هفت روز آن را طواف کرده بودند، به زیر افتاد.