TSK

TSK · مراثی اِرميا 1:20

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

« پس‌ به‌ گناهان‌ خود و به‌ گناهان‌ پدران‌ خود در خیانتی‌ كه‌ به‌ من‌ ورزیده‌، و سلوكی‌ كه‌ به‌ خلاف‌ من‌ نموده‌اند، اعتراف‌ خواهند كرد.

پس‌اگر ایشان‌ در زمینی‌ كه‌ در آن‌ اسیر باشند به‌ خود آمده‌، بازگشت‌ نمایند و در زمین‌ اسیری‌ خود نزد تو تضرّع‌ نموده‌، گویند كه‌ گناه‌ كرده‌، و عصیان‌ ورزیده‌، و شریرانه‌ رفتار نموده‌ایم‌،

پس‌ در میان‌ مردمان‌ سرود خوانده‌، خواهد گفت‌: گناه‌ كردم‌ و راستی‌ را منحرف‌ ساختم‌، و مكافات‌ آن‌ به‌ من‌ نرسید.

زیرا که من به معصیت خود اعتراف می‌کنم و گناهم همیشه در نظر من است.

لهذا احشای‌ من‌ مثل‌ بربط‌ به‌ جهت‌ موآب‌ صدا می‌زند و بطن‌ من‌ برای‌ قیر حارَسْ.

و می‌گویی‌: چونكه‌ بی‌گناه‌ هستم‌، غضب‌ او از من‌ برگردانیده‌ خواهد شد. اینك‌ به‌ سبب‌ گفتنت‌ كه‌ گناه‌ نكرده‌ام‌، بر تو داوری‌ خواهم‌ نمود.

احشای‌ من‌ احشای‌ من‌، پرده‌های‌ دل‌ من‌ از درد سفته‌ شد و قلب‌ من‌ در اندرونم‌ مشوّش‌ گردیده‌، ساكت‌ نتوانم‌ شد چونكه‌ تو ای‌ جان‌ من‌ آواز كَرِنّا و نعره‌ جنگ‌ را شنیده‌ای‌.

اگر به‌ صحرا بیرون‌ روم‌ اینك‌ كشتگان‌ شمشیر و اگر به‌ شهر داخل‌ شوم‌ اینك‌ بیماران‌ از گرسنگی‌. زیرا كه‌ هم‌ انبیا و كهنه‌ در زمین‌ تجارت‌ می‌كنند و هیچ‌ نمی‌دانند.»

«آیا افرایم‌ پسر عزیز من‌ یا وَلَد اِبتِهاج‌ من‌ است‌؟ زیرا هر گاه‌ به‌ ضدّ او سخن‌ می‌گویم‌ او را تا بحال‌ به‌ یاد می‌آورم‌. بنابراین‌ خداوند می‌گوید كه‌ احشای‌ من‌ برای‌ او به‌ حركت‌ می‌آید و هر آینه‌ بر او ترحّم‌ خواهم‌ نمود.

نجاست‌ او در دامنش‌ می‌باشد و آخرت‌ خویش‌ را به‌ یاد نمی‌آورد. و بطور عجیب‌ پست‌ گردیده‌، برای‌ وی‌ تسلّی‌دهنده‌ای‌ نیست‌. ای‌ یهوه‌ مذلّت‌ مرا ببین‌ زیرا كه‌ دشمن‌ تكبّر می‌نماید.

یهوه‌ عادل‌ است‌ زیرا كه‌ من‌ از فرمان‌ او عصیان‌ ورزیده‌ام‌. ای‌ جمیع‌ امّت‌ها بشنوید و غم‌ مرا مشاهده‌ نمایید! دوشیزگان‌ و جوانان‌ من‌ به‌ اسیری‌ رفته‌اند.

كشتگان‌ شمشیر از كشتگان‌ گرسنگی‌ بهترند. زیرا كه‌ اینان‌ از عدم‌ محصول‌ زمین‌ مجروح‌ شده‌، كاهیده‌ می‌گردند.

شمشیر در بیرون‌ است‌ و وبا و قحط‌ در اندرون‌. آنكه‌ در صحرا است‌ به‌ شمشیر می‌میرد و آنكه‌ در شهر است‌ قحط‌ و وبا او را هلاك‌ می‌سازد.

چون‌ شنیدم‌ احشایم‌ بلرزید و از آواز آن‌ لبهایم‌ بجنبید، و پوسیدگی‌ به‌ استخوانهایم‌ داخل‌ شده‌، در جای‌ خود لرزیدم‌، كه‌ در روز تنگی‌ استراحت‌ یابم‌ هنگامی‌ كه‌ آن‌ كه‌ قوم‌ را ذلیل‌ خواهد ساخت‌، بر ایشان‌ حمله‌ آوَرَد.

امّا آن باجگیر دور ایستاده، نخواست چشمان خود را به سوی آسمان بلند کند بلکه به سینه خود زده گفت، خدایا بر من گناهکار ترحّم فرما.