گفت: «اكنون پسر خود را، كه یگانۀ توست و او را دوست میداری، یعنی اسحاق را بردار و به زمین موریا برو، و او را در آنجا، بر یكی از كوههایی كه به تو نشان میدهم، برای قربانی سوختنی بگذران.»
TSK
TSK · لوقا 7:12
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و اینك تمامی قبیله بر كنیز تو برخاسته، و میگویند قاتل برادر خود را بسپار تا او را به عوض جان برادرش كه كشته است، به قتل برسانیم، و وارث را نیز هلاك كنیم. و به اینطور اخگر مرا كه باقی مانده است، خاموش خواهند كرد، و برای شوهرم نه اسم و نه اعقاب بر روی زمین واخواهند گذاشت.»
او گفت: «به حیات یهُوَه، خدایت قسم كه قرص نانی ندارم، بلكه فقط یك مشت آرد در تاپو و قدری روغن در كوزه، و اینك دو چوبی برمیچینم تا رفته، آن را برای خود و پسرم بپزم كه بخوریم و بمیریم.»
و ایلیا پسر را گرفته، او را از بالاخانه به خانه به زیر آورد و به مادرش سپرد و ایلیا گفت: «ببین كه پسرت زنده است!»
پس او را برداشته، نزد مادرش برد و او به زانوهایش تا ظهر نشست و مرد.
و بر خاندان داود و بر ساكنان اورشلیم روح فیض و تضرّعات را خواهم ریخت و بر من كه نیزه زدهاند خواهند نگریست وبرای من مثل نوحهگری برای پسر یگانه خود، نوحهگری خواهند نمود و مانند كسی كه برای نخستزاده خویش ماتم گیرد، برای من ماتم تلخ خواهند گرفت.
و چون همه برای او گریه و زاری میکردند، او گفت، گریان مباشید! نمرده بلکه خفته است.
آنگاه پطرس برخاسته، با ایشان آمد و چون رسید او را بدان بالاخانه بردند و همهٔ بیوهزنان گریهکنان حاضر بودند و پیراهنها و جامههایی که غزال وقتی که با ایشان بود دوخته بود، به وی نشان میدادند.
امّا اگر بیوهزنی فرزندان یا نوادهها دارد، آموخته بشوند که خانهٔ خود را با دینداری نگاه دارند و حقوق اجداد خود را ادا کنند، که این در حضور خدا نیکو و پسندیده است.