و چون مُرْدِخای از هرآنچه شده بود اطّلاعیافت، مُرْدِخای جامه خود را دریده، پلاس با خاكستر در بر كرد و به میان شهر بیرون رفته، به آواز بلند فریاد تلخ برآورد.
TSK
TSK · ميکاه 1:8
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
مانند مرغ سقّای صحرا شده، و مثل بوم خرابهها گردیدهام.
بنابراین برای مو سِبْمَه به گریهیعْزیر خواهم گریست. ای حَشْبون و اَلْعالَه شما را با اشكهای خود سیراب خواهم ساخت زیرا كه برمیوهها و انگورهایت گلبانگ افتاده است.
از این جهت كمر من از شدّت درد پر شده است و درد زه مثل درد زنی كه میزاید مرا درگرفته است. پیچ و تاب میخورم كه نمیتوانم بشنوم، مدهوش میشوم كه نمیتوانم ببینم.
احشای من احشای من، پردههای دل من از درد سفته شد و قلب من در اندرونم مشوّش گردیده، ساكت نتوانم شد چونكه تو ای جان من آواز كَرِنّا و نعره جنگ را شنیدهای.
برای كوهها گریه و نوحهگری و برای مرتعهای بیابان ماتم برپا میكنم زیرا كه سوخته شده است و احدی از آنها گذر نمیكند و صدای مواشی شنیده نمیشود. هم مرغان هوا و هم بهایم فرار كرده و رفتهاند.
لهذا دل من به جهت موآب مثل نای صدا میكند و دل من به جهت مردان قیرحارس مثل نای صدا میكند، چونكه دولتی كه تحصیل نمودند تلف شده است.