TSK

TSK · مزامير 142:1

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

و به سر راه به آغلهای گوسفندان كه در آنجا مغارهای بود، رسید. و شاؤل داخل آن شد تا پایهای خود را بپوشاند. و داود و كسان او در جانبهای مغاره نشسته بودند.

و یعْبِیص‌ از خدای‌ اسرائیل‌ استدعا نموده‌، گفت‌: «كاش‌ كه‌ مرا بركت‌ می‌دادی‌ و حدود مرا وسیع‌ می‌گردانیدی‌ و دست‌ تو با من‌ می‌بود و مرا از بلا نگاه‌ می‌داشتی‌ تا محزون‌ نشوم‌.» و خدا آنچه‌ را كه‌ خواست‌ به‌ او بخشید.

ای خداوند نزد تو فریاد برمی‌آورم و نزد خداوند تضرع می‌نمایم.

ای خدا به نام خود مرا نجات بده و بهقوّت خویش بر من داوری نما.

آواز من بسوی خداست و فریاد می‌کنم؛ آواز من بسوی خداست. گوش خود را به من فرا خواهد گرفت.

آنانی که جهان لایق ایشان نبود، در صحراها و کوه‌ها و مغاره‌ها و شکافهای زمین پراکنده گشتند.