لیكن در ایام تو این را به خاطر پدرت، داود نخواهم كرد، اما از دست پسرت آن را پاره خواهم كرد.
TSK
TSK · اول پادشاهان 21:29
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و ییهُو به بِدْقَر، سردار خود گفت: «او را برداشته، در حصّۀ ملك نابوت یزْرَعیلی بینداز و بیادآور كه چگونه وقتی كه من و تو با هم از عقب پدرش اَخاب، سوار میبودیم، خداوند این وحی را دربارۀ او فرمود.
و هفتاد پسر اَخاب در سامره بودند. پس ییهُو مكتوبی نوشته، به سامره نزد سروران یزْرَعیل كه مشایخ و مربیانِ پسران اَخاب بودند فرستاده، گفت:
چونكه دل تو نرم بود و هنگامی كه كلام مرا دربارۀ این مكان و ساكنانش شنیدی كه ویران و مورد لعنت خواهند شد، به حضور خداوند متواضع شده، لباس خود را دریدی، و به حضور من گریستی، بنابراین خداوند میگوید، من نیز تو را اجابت فرمودم.
به مجرد شنیدن، مرا اطاعت خواهند کرد؛ فرزندان غربا نزد من تذلّل خواهند نمود.
هنگامی که ایشان را کُشت او را طلبیدند و بازگشت کرده، دربارهٔٔ خدا تفحص نمودند،
خداوند میگوید: دست من همه این چیزها را ساخت پس جمیع اینها بوجود آمد؛ امّا به این شخص كه مسكین و شكسته دل و از كلام من لرزان باشد، نظر خواهم كرد.
آیا آنچه را كه ایشان در شهرهای یهودا و كوچههای اورشلیم میكنند نمیبینی؟
پس چون خدا اعمال ایشان را دید كه از راه زشت خود بازگشت نمودند، آنگاه خدا از بلایی كه گفته بود كه به ایشان برساند پشیمان گردید و آن را بعمل نیاورد.
پس به سوی آن زن اشاره نموده به شمعون گفت، این زن را نمیبینی؟ به خانهٔ تو آمدم آب بجهت پایهای من نیاوردی، ولی این زن پایهای مرا به اشکها شست و به مویهای سر خود آنها را خشک کرد.
خداوند در وعدهٔ خود تأخیر نمینماید، چنانکه بعضی تأخیر میپندارند، بلکه بر شما تحمّل مینماید، چون نمیخواهد که کسی هلاک گردد، بلکه همه به توبه گرایند.