و چون تأخیر مینمود، آن مردان، دست او و دست زنش و دست هر دو دخترش را گرفتند، چونكه خداوند بر وی شفقت نمود و او را بیرون آورده، در خارج شهر گذاشتند.
TSK
TSK · عبرانیان 8:9
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
پس موسی آمده، همۀ سخنان خداوند و همۀ این احكام را به قوم باز گفت و تمامی قوم به یك زبان در جواب گفتند: «همۀ سخنانی كه خداوند گفته است، بجا خواهیم آورد.»
گفت: «اینك عهدی میبندم و در نظر تمامی قوم تو كارهای عجیب میكنم، كه درتمامی جهان و در جمیع امتها كرده نشده باشد، و تمامی این قومی كه تو در میان ایشان هستی، كار خداوند را خواهند دید، زیراكه این كاری كه با تو خواهم كرد، كاری هولناك است.
یهُوَه خدای ما با ما در حوریب عهد بست.
تا در عهد یهُوَه خدایت و سوگند او كه یهُوَه خدایت امروز با تو استوار میسازد، داخل شوی.
و خداوند به موسی گفت: «اینك با پدران خود میخوابی؛ و این قوم برخاسته، در پی خدایان بیگانۀ زمینی كه ایشان به آنجا در میان آنها میروند، زنا خواهند كرد و مرا ترك كرده، عهدی را كه با ایشان بستم، خواهند شكست.
لیكن شما مرا ترك كرده، خدایان غیر را عبادت نمودید، پس دیگر شما را رهایی نخواهم داد.
همانا خدا مرد كامل را حقیر نمیشمارد، و شریر را دستگیری نمینماید،
عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک به شریعت او ابا نمودند،
و برگشته، مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان خطا کننده منحرف شدند.
و اسرائیل را از میان ایشان بیرون آورد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.
زمین زیر ساكنانش ملوّث میشود زیرا كه از شرایع تجاوز نموده و فرایض را تبدیل كرده و عهد جاودانی را شكستهاند.
زیرا من كه یهوه خدای تو هستم دست راست تو را گرفته، به تو میگویم: مترس زیرا من تو را نصرت خواهم داد.
او در همه تنگیهای ایشان به تنگ آورده شد و فرشته حضور وی ایشان را نجات داد. در محبّت و حلم خود ایشان را فدیه داد و در جمیع ایام قدیم، متحمّل ایشان شده، ایشان را برداشت.
زیرا از روزی كه پدران شما را از زمین مصر برآوردم تا امروز ایشان را تأكید سخت نمودم و صبح زود برخاسته، تأكید نموده، گفتم قول مرا بشنوید.
نه مثل آن عهدی كه با پدرانایشان بستم در روزی كه ایشان را دستگیری نمودم تا از زمین مصر بیرون آورم زیرا كه ایشان عهد مرا شكستند، با آنكه خداوند میگوید من شوهر ایشان بودم.»
«و چون از تو گذر كردم برتو نگریستم و اینك زمان تو زمان محبّت بود. پس دامن خود را بر تو پهن كرده، عریانی تو را مستور ساختم وخداوند یهوه میگوید كه با تو قسم خوردم و با تو عهد بستم و از آن من شدی.
و شما را زیر عصا گذرانیده، به بند عهد درخواهم آورد.
و این را نیز بار دیگر بعمل آوردهاید كه مذبح خداوند را با اشكها و گریه و ناله پوشانیدهاید و از اینجهت هدیه را باز منظور نمیدارد و آن را از دست شما مقبول نمیفرماید.
پس سولس از زمین برخاسته، چون چشمان خود را گشود، هیچکس را ندید و دستش را گرفته، او را به دمشق بردند،
ای برادران، به طریق انسان سخن میگویم، زیرا عهدی را که از انسان نیز استوار میشود، هیچکس باطل نمیسازد و نمیافزاید.
و از اینرو، آن اوّل نیز بدون خون برقرار نشد.