و به سِیسَرا خبر دادند كه باراق بناَبینوعَم به كوه تابور برآمده است.
TSK
TSK · هوشَع 5:1-15
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و در مِصْفَه جمع شدند و آب كشیده، آن را به حضور خداوند ریختند، و آن روز را روزه داشته، در آنجا گفتند كه «بر خداوند گناه كرده ایم.» و سموئیل بنی اسرائیل را در مِصْفَه داوری نمود.
برو و به یرُبْعام بگو: یهُوَه، خدای اسرائیل چنین میگوید: چونكه تو را از میان قوم ممتاز نمودم، و تو را بر قوم خود، اسرائیل رئیس ساختم،
و مكتوبی از ایلیای نبی بدو رسیده، گفت كه «یهُوَه، خدای پدرت داود، چنین میفرماید: چونكه به راههای پدرت یهُوشافاط و به طریقهای آسا پادشاه یهودا سلوك ننمودی،
به پادشاه و ملكه بگو خویشتن را فروتن ساخته، بنشینید زیرا كه افسرها یعنی تاجهای جلال شما افتاده است.
پادشاه كه نام او یهوه صبایوت میباشد،میگوید به حیات خودم قسم كه او مثل تابور، در میان كوهها و مانند كَرْمَل، نزد دریا خواهد آمد.
قوم من از عدم معرفت هلاك شدهاند. چونكه تو معرفت را ترك نمودی، من نیز تو راترك نمودم كه برای من كاهن نشوی؛ و چونكه شریعت خدای خود را فراموش كردی من نیز فرزندان تو را فراموش خواهم نمود.
پادشاه را به شرارت خویش و سروران را به دروغهای خود شادمان میسازند.
جلال افرایم مثل مرغ میپرد. زاییدن و حامله شدن و در رحم قرار گرفتن نخواهد شد.
و مثل خرسی كه بچههایش را از وی ربوده باشد، برایشان حمله خواهم آورد و پرده دل ایشان را خواهـم دریـد و مثل شیر ایشان را در آنجا خواهم خورد و حیوانات صحرا ایشان را خواهند درید.
این كلام را بشنوید كه خداوند آن را به ضد شما ای بنیاسرائیل و به ضد تمامی خاندانی كه از زمین مصر بیرون آوردم، تنطّق نموده و گفته است:
و گفتم: ای رؤسای یعقوب و ای داوران خاندان اسرائیل بشنوید! آیا بر شما نیست كه انصاف را بدانید؟
مرد مُتّقی از جهان نابود شده، و راست كردار از میان آدمیان معدوم گردیده است. جمیع ایشان برای خون كمین میگذارند و یكدیگر را به دام صید مینمایند.
پسر، پدر خود و غلام، آقای خویش را احترام مینماید. پس اگر من پدر هستم احترام من كجا است؟ و اگر من آقا هستم هیبت من كجا است؟ یهوه صبایوت به شما تكلّم میكند. ای كاهنانی كه اسم مرا حقیر میشمارید و میگوییدچگونه اسم تو را حقیر شمردهایم؟
که زبان خود را مثل شمشیرتیز کردهاند و تیرهای خود، یعنی سخنان تلخ را بر زه آراستهاند.
چرا دیگر ضرب یابید و زیاده فتنه نمایید؟ تمامی سر بیمار است و تمامی دل مریض.
ای خداوند آیا چشمان تو براستی نگران نیست؟ ایشان را زدی اما محزون نشدند. و ایشان را تلف نمودی اما نخواستند تأدیب را بپذیرند. رویهای خود را از صخره سختتر گردانیدند و نخواستند بازگشت نمایند.
و خداوند مرا تعلیم داد پس دانستم. آنگاه اعمال ایشان را به من نشان دادی.
«از سال سیزدهم یوشیا ابن آمون پادشاه یهودا تا امروز كه بیست و سه سال باشد، كلام خداوند بر من نازل میشد و من به شما سخن میگفتم و صبح زود برخاسته، تَكَلّم مینمودم امّاشما گوش نمیدادید.
بنابراین من ایشان را بوسیله انبیا قطع نمودم و به سخنان دهان خود ایشان را كُشتم و داوری من مثل نور ساطع میشود.
تمامی شرارت ایشان در جلجال است زیرا كه در آنجا از ایشان نفرت داشتم. پس ایشان را به سبب اعمال زشت ایشان از خانه خود خواهم راند و ایشان را دیگر دوست نخواهم داشت چونكه جمیع سروران ایشان فتنهانگیزند.
وای بر شهر فتنه انگیزِ نجسِ ظلم كننده!
و چون روز شد، یهودیان با یکدیگر عهد بسته، بر خویشتن لعن کردند که تا پولُس را نکُشند، نخورند و ننوشند.
اما پدرش ابا نموده، گفت: «میدانم ای پسرم! میدانم! او نیز قومی خواهد شد و او نیز بزرگ خواهد گردید، لیكن برادر كهترش از وی بزرگتر خواهد شد و ذریت او امتهای بسیار خواهند گردید. »
و یرُبْعام در دل خود فكر كرد كه «حال سلطنت به خاندان داود خواهد برگشت،
زیرا كه ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورتكرده، میگویند:
خداوند بر تو و بر قومت و بر خاندان پدرت ایامی را خواهد آورد كه از ایامی كه افرایم از یهودا جدا شد تا حال نیامده باشد یعنی پادشاه آشور را.»
ابتدای كلام خداوند به هوشع. خداوند به هوشع گفت: «برو و زنی زانیه و اولاد زناكار برای خود بگیر زیرا كه این زمین از خداوند برگشته، سخت زناكار شدهاند.»
افرایم در روزِ عتاب خراب خواهد شد. در میان اسباط اسرائیل به یقین اعلام نمودم.
چون افرایم بیماری خود را و یهودا جراحت خویش را دیدند، افرایم به آشور رفته و نزد پادشاهی كه دشمن بود فرستاده است. اما او شما را شفا نمیتواند داد و جراحت شما را التیام نتواند نمود.
چونكه افرایم مذبحهای بسیار برای گناه ساخت پس مذبحها برایش باعث گناه شد.
هنگامی كه افرایم به لرزه سخن گفت،خویشتن را در اسرائیل مرتفع نمود؛ اما چون در امر بعل مجرم شد، بمرد.
من شما را فقط از تمامی قبایل زمین شناختم پس عقوبت تمام گناهان شما را بر شما خواهم رسانید.
و هیچ خلقت از نظر او مخفی نیست بلکه همهچیز در چشمان او که کار ما با وی است، برهنه و منکشف میباشد.
و پسران عیلی از بنیبَلِیعال بودند و خداوند را نشناختند.
معصیت شریر در اندرون دل منمیگوید که ترس خدا در مد نظر او نیست.
خداوند میگوید كه «مسكن تو در میان فریب است و از مكر خویش نمیخواهند كه مرا بشناسند.»
آیا از این جهت كه با سروهای آزاد مكارمت مینمایی، سلطنت خواهی كرد؟ آیا پدرت اكل وشرب نمینمود و انصاف و عدالت را بجا نمیآورد، آنگاه برایش سعادتمندی میبود؟
خشكسالی بر آبهایش میباشد و خشك خواهد شد زیرا كه آن زمین بتها است و بر اصنام دیوانه شدهاند.
قوم من از چوب خود مسألت میكنند و عصای ایشان بدیشان خبر میدهد. زیرا كه روح زناكاری ایشان را گمراه كرده است و از اطاعت خدای خود زنا كردهاند.
و حکم این است که نور در جهان آمد و مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند، از آنجا که اعمال ایشان بد است.
و این کارها را با شما خواهند کرد، بجهت آنکه نه پدر را شناختهاند و نه مرا.
و از این میدانیم که او را میشناسیم، اگر احکام او را نگاه داریم.
عدالت مرد كامل طریق او را راست میسازد، اما شریر از شرارت خود هلاك میگردد.
شریر از شرارت خود به زیر افكنده میشود، اما مرد عادل چون بمیرد اعتماد دارد.
گروهی میباشند كه چشمانشان چه قدر بلند است، و مژگانشان چه قدر برافراشته.
سیمای رویهای ایشان به ضدّ ایشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود رافاش كرده، آنها را مخفی نمیدارند. وای بر جانهای ایشان زیرا كه به جهت خویشتن شرارت را بعمل آوردهاند.
وای بر تاج تكبّر میگساران افرایم و برگل پژمرده زیبایی جلال وی، كه برسر وادی بارور مغلوبان شراب است.
زیرا كه خطایای ما به حضور تو بسیار شده و گناهان ما به ضدّ ما شهادت میدهد چونكه خطایای ما با ما است و گناهان خود را میدانیم.
و چونكه به طریق خواهر خود سلوك نمودی، جام او را به دست تو خواهم داد.
و من برای افرایم مثل شیر و برای خاندان یهودا مانند شیر ژیان خواهم بود. من خودم خواهم درید و رفته خواهم ربود و رهانندهای نخواهد بود.
اسرائیل خالق خود را فراموش كرده، قصرها بنا میكند و یهودا شهرهای حصاردار بسیار میسازد. اما من آتش به شهرهایش خواهم فرستاد كه قصرهایش را بسوزاند.
با خود سخنان گرفته، بسوی خداوند بازگشت نمایید و او را گویید: «تمامی گناه را عفو فرما و ما را به لطف مقبول فرما، پس گوسالههای لبهای خویش را ادا خواهیم نمود.
دختر باكره اسرائیل افتاده است و دیگر نخواهد برخاست. بر زمین خود انداخته شده، و احدی نیست كه او را برخیزاند.
به وی گفت، از زبان خودت بر تو فتوی میدهم، ای غلام شریر. دانستهای که من مرد تندخویی هستم که برمیدارم آنچه را نگذاشتهام و درو میکنم آنچه را نپاشیدهام.
و فرعون موسی را خوانده، گفت: «بروید خداوند را عبادت كنید، فقط گلهها و رمههای شما بماند، اطفال شما نیز با شما بروند.»
قربانی شریران نزد خداوند مكروه است، اما دعای راستان پسندیده اوست.
به جهت محبوب خود باز كردم؛ امّا محبوبم روگردانیده، رفته بود. چون او سخن میگفت جان از من بدر شده بود. او را جستجو كردم و نیافتم او را خواندم و جوابم نداد.
كسی كه گاوی ذبح نماید مثل قاتل انسان است و كسی كه گوسفندی ذبح كند مثل شخصی است كه گردن سگ را بشكند. و آنكه هدیهای بگذراند مثل كسی است كه خون خنزیری را بریزد و آنكه بخور سوزاند مثل شخصی است كه بتی را تبریك نماید و ایشان راههای خود را اختیار كردهاند و جان ایشان از رجاسات خودشان مسرور است.
بنابراین خداوند چنین میگوید: «اینك من بلایی را كه از آن نتوانند رَست بر ایشان خواهم آورد. و نزد من استغاثه خواهند كرد امّا ایشان را اجابت نخواهم نمود.
و او مرا گفت: «ای پسر انسان آیا تو آنچه را كه ایشان میكنند میبینی؟ یعنی رجاسات عظیمی كه خاندان اسرائیل در اینجا میكنند تا از مَقْدَس خود دور بشوم؟ امّا باز رجاسات عظیمتر خواهی دید.»
قربانیهای سوختنی مرا ذبح كردند تا گوشت بخورند و خداوند آنها را قبول نكرد. الا´ن عصیان ایشان را به یاد میآورد و عقوبت گناه را بر ایشان میرساند و ایشان به مصر خواهند برگشت.
و ایشان از دریا تا دریا و از شمال تا مشرق پراكنده خواهند شد و گردش خواهند كرد تا كلام خداوند را بطلبند اما آن را نخواهند یافت.
با چه چیز به حضور خداوند بیایم و نزد خدای تعالی ركوع نمایم؟ آیا با قربانیهای سوختنی و با گوسالههای یك ساله به حضور وی بیایم؟
و مرا طلب خواهید کرد و نخواهید یافت و آنجایی که من هستم شما نمیتوانید آمد.
دست خود را از اعلی بفرست، و مرا رهانیده، از آبهای بسیار خلاصی ده، یعنی از دست پسران اجنبی
البتّه نشنیده و هر آینه ندانسته و البتّه گوش تو قبل از این باز نشده بود. زیرا میدانستم كه بسیار خیانتكار هستی و از رحم (مادرت ) عاصی خوانده شدی.
خداوند میگوید: هر آینه مثل زنی كه به شوهر خود خیانت ورزد، همچنین شما ای خاندان اسرائیل به من خیانت ورزیدید.
بنابراین به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین میفرماید كه هیچ كلامِ من بعد از این تأخیر نخواهد افتاد. و خداوند یهوه میفرماید: كلامی كه من میگویم واقع خواهد شد.»
و تمامی شادی او و عیدها و هلالها و سَبَّتها و جمیع مواسمش را موقوف خواهم ساخت.
وای بر ایشان زیرا كه از من فرار كردند. هلاكت بر ایشان باد زیرا كه به من عصیان ورزیدند. اگر چه من ایشان را فدیه دادم، لكن به ضدّ من دروغ گفتند.
یهودا خیانت ورزیده است و رجاسات را در اسرائیل و اورشلیم بعمل آوردهاند زیرا كه یهودا مَقْدَس خداوند را كه او آن را دوست میداشت بیحرمت نموده، دختر خدای بیگانه را به زنی گرفته است.
از افرایم آمدند، آنانی كه مقر ایشان در عمالیق است. در عقب تو بنیامین با قومهای تو، و از ماكیر داوران آمدند. و از زبولون آنانی كه عصای صفآرا را به دست میگیرند.
و به غلام خود گفت: «بیا و به یكی از این جاها، یعنی به جِبْعَه یا رامه نزدیك بشویم و در آن شب را بمانیم.»
و به رامه بر می گشت زیرا خانه اش در آنجا بود و در آنجا بر اسرائیل داوری می نمود، و مذبحی در آنجا برای خداوند بنا كرد.
و سموئیل به رامَه رفت و شاؤل به خانۀ خود به جِبْعه شاؤل برآمد.
و یكی را در بیتئیل گذاشت و دیگری را در دان قرار داد.
در یهودا اخبار نمایید و در اورشلیم اعلان نموده، بگویید و در زمین كَرِنّا بنوازید و به آواز بلند ندا كرده، بگویید كه جمع شوید تا به شهرهای حصاردار داخل شویم.
ای اسرائیل اگر تو زنا میكنی، یهودا مرتكب جرم نشود. پس به جلجال نروید و به بیت آوَن برنیایید و به حیات یهوه قسم نخورید.
مثل ایام جِبْعَه فساد را به نهایت رسانیدهاند؛ پس عصیان ایشان را بیاد میآورد و گناهِ ایشان را مكافات خواهد داد.
و مكانهای بلند آون كه گناه اسرائیل میباشد ویران خواهد شد و خار و خس بر مذبحهای ایشان خواهد رویید و به كوهها خواهد گفت كه ما را بپوشانید و به تلّها كه بر ما بیفتید.
در صهیون كَرِنّا بنوازید و روزه را تعیین كرده، محفل مقدّس را ندا كنید.
آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قدیم بیان میكنم و میگویم كه اراده من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را بجاخواهم آورد.
بنابراین تو را از قدیم مخبر ساختم و قبل از وقوع تو را اعلام نمودم. مبادا بگویی كه بت من آنها را بجا آورده و بت تراشیده و صنم ریخته شده من آنها را امر فرموده است.
اسرائیل بلعیده خواهد شد و الا´ن در میان امّتها مثل ظرف ناپسندیده میباشند.
زیرا خداوند یهُوَه كاری نمیكند جز اینكه سرّ خویش را به بندگان خود انبیا مكشوف میسازد.
و مكانهای بلند اسحاق ویران و مَقدَسهای اسرائیل خراب خواهد شد و به ضدّ خاندان یرُبعام با شمشیر خواهم برخاست.»
پس من نیز تو را به سبب گناهانت به جراحات مهلك مجروح ساخته، خراب خواهم نمود.
لیکن این را به شما گفتم تا وقتی که ساعت آید بهخاطر آورید که من به شما گفتم. و این را از اوّل به شما نگفتم، زیرا که با شما بودم.
« ملعون باد كسی كه حد همسایۀ خود را تغییر دهد.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!»
و در آن زمان، آحازِ پادشاه نزد پادشاهانآشور فرستاد تا او را اعانت كنند.
مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده.
ابتدای نزاع مثل رخنه كردن آب است، پس مخاصمه را ترك كن قبل از آنكه به مجادله برسد.
الا´ن عنقریب غضب خود را بر تو خواهم ریخت و خشم خویش را بر تو به اتمام رسانیده، تو را موافق راههایت داوری خواهم نمود و جمیع رجاساتت را بر تو خواهم نهاد.
لیکن هر که شنید و عمل نیاورد، مانند شخصی است که خانهای بر روی زمین بیبنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد، فوراً افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود.
در ایام فَقَح، پادشاه اسرائیل، تِغْلَتْفَلاسَر، پادشاه آشور آمـده، عُیون و آبل بیتمَعْكه و یانوح و قادِش و حاصور و جِلْعاد و جلیل و تمامی زمین نفتالی را گرفته، ایشان را به آشور به اسیری برد.
زیرا كه قوانین عُمْرِی و جمیع اعمال خاندان اَخْآب نگاه داشته میشود و به مشورتهای ایشان سلوك مینمایید تا تو را به ویرانی و ساكنانش را به سخّریه تسلیم نمایم، پس عار قوم مرا متحمّل خواهید شد.
زن صالحه تاج شوهر خود میباشد، اما زنی كه خجل سازد مثل پوسیدگی در استخوانهایش میباشد.
زیرا كه بید ایشان را مثل جامه خواهد زد و كِرم ایشان را مثل پشم خواهد خورد امّا عدالت من تا ابدالا´باد و نجات من نسلاً بعد نسل باقی خواهد ماند.
پس هرگاه دستت تو را بلغزاند، آن را بِبُر زیرا تو را بهتر است که شلّ داخل حیات شوی، از اینکه با دو دست وارد جهنّم گردی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛
زیرا كه آحاز خانۀ خداوند و خانههای پادشاه و سروران را تاراج كرده، به پادشاه آشور داد، اما او را اعانت ننمود.
جمیع دوستانت تو را فراموش كرده، درباره تو احوالپرسی نمینمایند زیرا كه تو را به صدمهدشمن و به تأدیب بیرحمی به سبب كثرت عصیانت و زیادتی گناهانت مبتلا ساختهام.
افرایم مانند كبوترِ سادهدل، بیفهم است. مصر را میخوانند و بسوی آشور میروند.
و آن را نیز به آشور به جهت هدیه برای پادشاه دشمن خواهند برد. افرایم خجالت خواهد كشید و اسرائیل از مشورت خود رسوا خواهد شد.
آشور ما را نجات نخواهد داد و بر اسبان سوار نخواهیم شد و بار دیگر به عمل دستهای خود نخواهیم گفت كه شما خدایان ما هستید چونكه از تو یتیمان رحمت مییابند.»
گاوت در نظرت كشته شود و از آن نخواهی خورد. الاغت پیش روی تو به غارت برده شود و باز به دست تو نخواهد آمد. گوسفند تو به دشمنت داده میشود و برای تو رهانندهای نخواهد بود.
اگر چه میدانی كه شریر نیستم و از دست تو رهانندهای نیست.
مبادا او مثل شیر جان مرا بدرد، و خرد سازد و نجاتدهندهای نباشد.
غرّش ایشان مثل شیر ماده و مانند شیران ژیان غرّش خواهند كرد و ایشان نعره خواهند زد و صید را گرفته، بسلامتی خواهند برد و رهانندهاینخواهد بود.
و موها و انجیرهایش را كه گفته بود اینها اجرت من میباشد كه عاشقانم به من دادهاند، ویران خواهم ساخت و آنها را جنگل خواهم گردانید تا حیوانات صحرا آنها را بخورند.
پس من برای ایشان مثل شیر خواهم بود و مانند پلنگ به سر راه در كمین خواهم نشست.
آیا مرغ به دام زمین میافتد، جایی كه تله برای او نباشد؟ آیا دام از زمین برداشته میشود، حینی كه چیزی نگرفته باشد؟
و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذار و شهادتی را كه به تو میدهم در تابوت بنه.
لیكن اگر از آنجا یهُوَه خدای خود را بطلبی، او را خواهی یافت، بشرطی كه او را به تمامی دل و به تمامی جان خود تفحص نمایی.
و بنیاسرائیل نزد خداوند فریاد كردند، زیرا كه او را نهصد ارابۀ آهنین بود و بر بنیاسرائیل بیست سال بسیار ظلم میكرد.
و بنیاسرائیل نزد خداوند فریاد برآورده، گفتند: «به تو گناه كردهایم، چونكه خدای خود را تر ك كرده، بعلیم را عبادت نمودیم.»
پساگر ایشان در زمینی كه در آن اسیر باشند به خود آمده، بازگشت نمایند و در زمین اسیری خود نزد تو تضرّع نموده، گویند كه گناه كرده، و عصیان ورزیده، و شریرانه رفتار نمودهایم،
و قوم من كه به اسم من نامیده شدهاند متواضع شوند، و دعا كرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد.
پس حال، كلامی را كه به بنده خود موسی امر فرمودی، بیاد آور كه گفتی شما خیانت خواهید ورزید و من شما را در میان امّتها پراكنده خواهم ساخت.
پس در میان مردمان سرود خوانده، خواهد گفت: گناه كردم و راستی را منحرف ساختم، و مكافات آن به من نرسید.
هنگامی که ایشان را کُشت او را طلبیدند و بازگشت کرده، دربارهٔٔ خدا تفحص نمودند،
آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید،
آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید.
این است آرامگاه من تا ابدالآباد. اینجا ساکن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم.
من دوست میدارم آنانی را كه مرا دوست میدارند. و هر كه مرا به جدّ و جهد بطلبد مرا خواهد یافت.
ای خداوند ایشان در حین تنگی، تو را خواهند طلبید. و چون ایشان را تأدیب نمایی دعاهای خفیه خواهند ریخت.
تو آنانی را كه شادمانند و عدالت را بجا میآورند و به راههای تو تو را به یاد میآورند ملاقات میكنی. اینك تو غضبناك شدی و ما گناه كردهایم در اینها مدّت مدیدی بسر بردیم و آیا نجات توانیم یافت؟
فقط به گناهانت اعتراف نما كه بر یهوه خدای خویش عاصی شدی و راههای خود را زیر هر درخت سبز برای بیگانگان منشعب ساختی. و خداوند میگوید كه شما آواز مرا نشنیدید.
«به تحقیق افرایم را شنیدم كه برای خود ماتم گرفته، میگفت: مرا تنبیه نمودی و متنبّه شدم مثل گوسالهای كه كارآزموده نشده باشد. مرا برگردان تا برگردانیده شوم زیرا كه تو یهوه خدای من هستی.
و نجاتیافتگان شما در میان امّتها در جایی كه ایشان را به اسیری بردهاند مرا یاد خواهند داشت. چونكه دل زناكار ایشان را كه از من دور شده است خواهم شكست و چشمان ایشان را كه در عقب بتهای ایشان زنا كرده است - پس خویشتن را به سبب اعمال زشتی كه در همه رجاسات خود نمودهاند مكروه خواهند داشت.
و جلال خداوند از روی كروبیان به آستانه خانه برآمد و خانه از ابر پر شد و صحن از فروغ جلال خداوند مملّو گشت.
و در آنجا طریقهای خود و تمامی اعمال خویش را كه خویشتن را به آنها نجس ساختهاید، به یاد خواهید آورد. و از همه اعمال قبیح كه كردهاید، خویشتن را به نظر خود مكروه خواهید داشت.
و نزد یهوه خدای خود دعا كردم و اعتراف نموده، گفتم: «ای خداوند خدای عظیم و مهیب كه عهد و رحمت را با محبّان خویش و آنانی كه فرایض تو را حفظ مینمایند نگاه میداری!
گوسفندان و گاوان خود را میآورند تا خداوند را بطلبند، اما او را نخواهند یافت چونكه خود را از ایشان دور ساخته است.
زیرا اینك خداوند از مكان خود بیرون میآید و نزول نموده، بر مكانهای بلند زمین میخرامد.
بعد از آنکه صاحب خانه برخیزد و در را ببندد و شما بیرون ایستاده، در را کوبیدن آغاز کنید و گویید، خداوندا خداوندا برای ما باز کن. آنگاه وی در جواب خواهد گفت شما را نمیشناسم که از کجا هستید.