خروج 2:3
TSK
و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد، تابوتی از نی برایش گرفت، و آن را به قیر و زِفت اندوده، طفل را در آن نهاد، و آن را در نیزار به كنار نهر گذاشت.
TSK
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد، تابوتی از نی برایش گرفت، و آن را به قیر و زِفت اندوده، طفل را در آن نهاد، و آن را در نیزار به كنار نهر گذاشت.
و من، حفره كنده، آب غریب نوشیدم و به كف پای خود تمامی نهرهای مصر را خشك خواهم كرد.
هنگامی كه هنوز سبز است و بریده نشده، پیش از هر گیاه خشك میشود؛
و ایلچیان به دریا و در كشتیهای بَرْدِی بر روی آبها میفرستد و میگوید: ای رسولان تیزرو بروید نزد امّت بلند قدّ و برّاق، نزد قومی كه از ابتدایش تا كنون مهیب بودهاند یعنی امّت زورآور و پایمال كننده كه نهرها زمین ایشان را تقسیم میكند.