TSK

TSK · روت 3:7

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و چون‌ دل‌ ایشان‌ شاد شد، گفتند: «شَمْشُون‌ را بخوانید تا برای‌ ما بازی‌ كند.» پس شَمْشُون‌ را از زندان‌ آورده‌، برای‌ ایشان‌ بازی‌ می‌كرد، و او را در میان‌ ستونها برپا داشتند.

و چون‌ آن‌ شخص‌ با كنیز و غلام‌ خود برخاست‌ تا روانه‌ شود، پدر زنش‌ یعنی‌ پدر كنیز او را گفت‌: «الا´ن‌ روز نزدیك‌ به‌ غروب‌ می‌شود، شب‌ را بمانید؛ اینك‌ روز تمام‌ می‌شود. در اینجا شب‌ را بمان‌ و دلت‌ شاد باشد و فردا بامدادان‌ روانه‌ خواهید شد و به‌ خیمۀ خود خواهی‌ رسید.»

و اَبْشالوم‌ خادمان‌ خود را امر فرموده‌، گفت‌: «ملاحظه‌ كنید كه‌ چون‌ دل‌ اَمْنون‌ از شراب‌ خوش‌ شود، و به‌ شما بگویم‌ كه‌ اَمْنُون‌ را بزنید، آنگاه‌ او را بكشید، و مترسید. آیا من‌ شما را امر نفرمودم‌؟ پس‌ دلیر و شجاع‌ باشید.»

در روز هفتم‌، چون‌ دل‌ پادشاه‌ از شراب‌ خوش‌ شد، هفت‌ خواجه‌سرا یعنی‌ مَهُومان‌ و بِزْتا و حَرْبُونا و بِغْتا و اَبَغْتا و زاتَر و كَرْكَس‌ را كه‌ در حضور اَخْشُورُش‌ پادشاه‌ خدمت‌ می‌كردند، امر فرمود

برای‌ انسان‌ نیكو نیست‌ كه‌ بخورد و بنوشد و جان‌ خود را از مشقّتش‌ خوش‌ سازد. این‌ را نیز من‌ دیدم‌ كه‌ از جانب‌ خدا است‌.

آنگاه‌ شادمانی‌ را مدح‌ كردم‌ زیرا كه‌ برای‌ انسان‌ زیر آسمان‌ چیزی‌ بهتر از این‌ نیست‌ كه‌ بخورد و بنوشد و شادی‌ نماید و این‌ در تمامی‌ ایام‌ عمرش‌ كه‌ خدا در زیر آفتاب‌ به‌ وی‌ دهد، در محنتش‌ با او باقی‌ ماند.

بزم‌ به‌ جهت‌ لهو و لعب‌ می‌كنند و شراب‌ زندگانی‌ را شادمان‌ می‌سازد، اما نقره‌ همه‌ چیز را مهیا می‌كند.

و مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پر شوید.