و واقع شد در ایام امرافل، مَلِك شنعار،و اریوك، مَلِكاَلاّسار، و كَدُرلاعُمر، مَلِك عیلام، و تدعال، ملك امّتها،
TSK
TSK · دانيال 8:2
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
كلام نَحَمِیا ابن حَكَلْیا: در ماهِ كِسلوُ در سالبیستم، هنگامی كه من در دارالّسلطنه شوشان بودم، واقع شد
پس چون امر و فرمان پادشاه شایع گردید و دختران بسیار در دارالسّلطنه شُوشَن زیر دست هیجای جمع شدند، اِسْتَر را نیز به خانه پادشاه، زیر دست هیجای كه مستحفظ زنان بود آوردند.
اِسْتَر گفت: « عدو و دشمن، همین هامان شریر است.» آنگاه هامان در حضور پادشاه و ملكه به لرزه درآمد.
در آن روز، عدد آنانی را كه در دارالسّلطنه شُوشَن كشته شدند به حضور پادشاه عرضه داشتند.
و در آن روز واقع خواهد گشت كه خداوند بار دیگر دست خود را دراز كند تا بقیه قوم خویش را كه از آشور و مصر و فتروس و حبش و عیلام و شنعار و حَمات و از جزیرههای دریا باقی مانده باشند باز آورد.
و به جمیع پادشاهان زِمْری و همه پادشاهان عیلام و همه پادشاهان مادی.
در آنجا عیلام و تمامی جمعیتش هستند. قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است و جمیع ایشان مقتول و از شمشیر افتادهاند و به اسفلهای زمین نامختون فرود رفتهاند، زیرا كه در زمین زندگان باعث هیبت بودهاند. پس با آنانی كه به هاویه فرود میروند، متحمّل خجالت خویش خواهند بود.
«اما روح من دانیال در جسدم مدهوش شد و رؤیاهای سرم مرا مضطرب ساخت.
خدا، که در زمانِ سَلَف به اقسام متعدّد و طریقهای مختلف بوساطت انبیا به پدران ما تکلّم نمود،