پس تارح پسر خود ابرام، و نوادۀ خود لوط، پسر هاران، و عروس خود سارای، زوجۀ پسرش ابرام را برداشته، با ایشان از اور كلدانیانبیرون شدند تا به ارض كنعان بروند، و به حران رسیده، در آنجا توقف نمودند.
TSK
TSK · پیدایش 12:1
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و هنگامی كه خدا مرا از خانۀ پدرم آواره كرد، او را گفتم: احسانی كه به من باید كرد، این است كه هر جا برویم، دربارۀ من بگویی كه او برادر من است.»
بلكه به خانۀ پدرم و به قبیلۀ من بروی، و زنی برای پسرم بگیری."
و یوشع به تمامی قوم گفت كه «یهُوَه خدای اسرائیل چنین میگوید كه پدران شما، یعنی طارح پدر ابراهیم و پدر ناحور، در زمان قدیم به آن طرف نهر ساكن بودند، و خدایان غیر را عبادت مینمودند.
تو ای یهوه، آن خدا هستی كه ابرام را برگزیدی و او را از اور كلدانیان بیرون آوردی واسم او را به ابراهیم تبدیل نمودی.
كهتو را از اقصای زمین گرفته، تو را از كرانههایش خواندهام و به تو گفتهام تو بنده من هستی، تو را برگزیدم و ترك ننمودم،
«ای پسر انسان ساكنان این خرابههای زمین اسرائیل میگویند: ابراهیم یك نفر بود حینی كه وارث این زمین شد و ما بسیار هستیم كه زمین به ارث به ما داده شده است.
او گفت، ای برادران و پدران، گوش دهید. خدای ذوالجلال بر پدر ما ابراهیم ظاهر شد وقتی که در جزیره بود قبل از توقّفش در حرّان.
به ایمان ابراهیم چون خوانده شد، اطاعت نمود و بیرون رفت به سمت آن مکانی که میبایست به میراث یابد. پس بیرون آمد و نمیدانست به کجا میرود.