TSK

TSK · اِرميا 4:31

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

و رفقه‌ به‌ اسحاق‌ گفت‌: «بسبب‌ دختران‌ حِتّ از جان‌ خود بیزار شده‌ام‌.اگر یعقوب‌ زنی‌ از دختران‌ حِتّ، مثل‌ اینانی‌ كه‌ دختران‌ این‌ زمینند بگیرد، مرا از حیات‌ چه‌ فایده‌ خواهد بود. »

وای بر من که در ماشک مأوا گزیده‌ام و در خیمه‌های قیدار ساکن شده‌ام.

پس‌ گفتم‌ :«وای‌ بر من‌ كه‌ هلاك‌ شده‌ام‌ زیرا كه‌ مرد ناپاك‌ لب‌ هستم‌ و در میان‌ قوم‌ ناپاك‌ لب‌ ساكنم‌ و چشمانم‌ یهوه‌ صبایوت‌ پادشاه‌ را دیده‌ است‌.»

از این‌ جهت‌ كمر من‌ از شدّت‌ درد پر شده‌ است‌ و درد زه‌ مثل‌ درد زنی‌ كه‌ می‌زاید مرا درگرفته‌ است‌. پیچ‌ و تاب‌ می‌خورم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ بشنوم‌، مدهوش‌ می‌شوم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ ببینم‌.

از زمان‌ قدیم‌ خاموش‌ و ساكت‌ مانده‌، خودداری‌ نمودم‌. الا´ن‌ مثل‌ زنی‌ كه‌ می‌زاید، نعره‌ خواهم‌ زد و دم‌ زده‌، آه‌ خواهم‌ كشید.

و كمان‌ و نیزه‌ خواهند گرفت‌. ایشان‌ مردان‌ ستمكیش‌ می‌باشند كه‌ ترحّم‌ ندارند. به‌ آواز خود مثل‌ دریا شورش‌ خواهند نمود و بر اسبان‌ سوار شده‌، مثل‌ مردان‌ جنگی‌ به‌ضدّ تو ای‌ دختر صهیون‌ صف‌آرایی‌ خواهند كرد.»

وای‌ بر من‌ به‌ سبب‌ صدمه‌ من‌. جراحت‌ من‌ علاج‌ناپذیر است‌ امّا گفتم‌ كه‌ مصیبت‌ من‌ این‌ است‌ و آن‌ را متحمل‌ خواهم‌ بود.

اگر به‌ صحرا بیرون‌ روم‌ اینك‌ كشتگان‌ شمشیر و اگر به‌ شهر داخل‌ شوم‌ اینك‌ بیماران‌ از گرسنگی‌. زیرا كه‌ هم‌ انبیا و كهنه‌ در زمین‌ تجارت‌ می‌كنند و هیچ‌ نمی‌دانند.»

پس‌ پسران‌ ایشان‌ را به‌ قحط‌ بسپار و ایشان‌ را به‌ دم‌ شمشیر تسلیم‌ نما و زنان‌ ایشان‌، بی‌اولاد و بیوه‌ گردند و مردان‌ ایشان‌ به‌ سختی‌ كشته‌ شوند و جوانان‌ ایشان‌، در جنگ‌ به‌ شمشیر مقتول‌ گردند.

سؤال‌ كنید و ملاحظه‌ نمایید كه‌ آیا ذكور اولاد می‌زاید؟ پس‌ چرا هر مرد را می‌بینم‌ كه‌ مثل‌ زنی‌ كه‌ می‌زاید دست‌ خود را بر كمرش‌ نهاده‌ و همه‌ چهره‌ها به‌ زردی‌ مبدّل‌ شده‌ است‌؟»

شهرهایش‌ گرفتار و قلعه‌هایش‌ تسخیرشده‌، و دل‌ شجاعان‌ موآب‌ در آن‌ روز مثل‌ دل‌ زنی‌ كه‌ درد زه‌ داشته‌ باشد خواهد شد.

دمشق‌ ضعیف‌ شده‌، روبه‌فرار نهاده‌ و لرزه‌ او را درگرفته‌ است‌. آلام‌ و دردها او را مثل‌ زنی‌ كه‌ می‌زاید گرفته‌ است‌.

صهیون‌ دستهای‌ خود را دراز می‌كند امّا برایش‌ تسلّی‌دهنده‌ای‌ نیست‌. یهوه‌ درباره‌ یعقوب‌ امر فرموده‌ است‌ كه‌ مجاورانش‌ دشمن‌ او بشوند، پس‌ اورشلیم‌ در میان‌ آنها مكروه‌ گردیده‌ است‌.

جوانان‌ و پیران‌ در كوچه‌ها بر زمین‌ می‌خوابند. دوشیزگان‌ و جوانان‌ من‌ به‌ شمشیر افتاده‌اند. در روز غضب‌ خود ایشان‌ را به‌ قتل‌ رسانیده‌، كُشتی‌ و شفقت‌ ننمودی‌.

زیرا خداوند یهوه‌ چنین‌ می‌فرماید: من‌ گروهی‌ به‌ ضدّ ایشان‌ خواهم‌ برانگیخت‌. و ایشان‌ را مشوّش‌ ساخته‌، به‌ تاراج‌ تسلیم‌ خواهم‌ نمود.

الا´ن‌ چرا فریاد برمی‌آوری‌؟ آیا در تو پادشاهی‌ نیست‌ و آیا مُشیر تو نابود شده‌ است‌ كه‌ دردْ تو را مثل‌ زنی‌ كه‌ می‌زاید گرفته‌ است‌؟

وای‌ بر من‌ زیرا كه‌ مثل‌ جمع‌ كردن‌ میوه‌ها و مانند چیدن‌ انگورهایی‌ شده‌ام‌ كه‌ نه‌ خوشه‌ای‌ برای‌ خوراك‌ دارد و نه‌ نوبر انجیری‌ كه‌ جان‌ من‌ آن‌ را می‌خواهد.

زیرا هرگاه بشارت دهم، مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است، بلکه وای بر من اگر بشارت ندهم.