و پسر زن اسرائیلی اسم را كفر گفت و لعنت كرد. پس او را نزد موسی آوردند و نام مادر او شلومیت دختر دبری از سبط دان بود.
TSK
TSK · اول پادشاهان 21:13
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
پس تمامی جماعت او را بیرون از لشكرگاه آورده، او را سنگسار كردند و بمرد، چنانكه خداوند به موسی امر كرده بود.
و او را به سنگ سنگسار نما تا بمیرد، چونكه میخواست تو را از یهُوَه، خدایت، كه تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد، منحرف سازد.
پس جمیع اهل شهرش او را به سنگ سنگسار كنند تا بمیرد، پس بدی را از میان خود دور كردهای و تمامی اسرائیل چون بشنوند، خواهند ترسید.
پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار كنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونكه در شهر بود و فریاد نكرد، و مرد را چونكه زن همسایۀ خود را ذلیل ساخت، پس بدی را از میان خود دور كردهای.
خداوند میگوید: هرآینه خون نابوت و خون پسرانش را دیروز دیدم و خداوند میگوید: كه در این مِلك به تو مكافات خواهـم رسانیـد. پـس الا´ن او را بردار و به موجب كلام خداوند او را در این مِلْك بینداز.»
لیكن الا´ن دست خود را دراز كن و تمامی مایملك او را لمس نما و پیش روی تو، تو را ترك خواهد نمود.»
اگر محصولاتش را بدون قیمت میخوردم و جان مالكانش را تلف مینمودم،
شاهدان کینهور برخاستهاند. چیزهایی را که نمیدانستم از من میپرسند.
شاهد دروغگو بیسزا نخواهد ماند، و كسی كه به دروغ تنطّق كند رهایی نخواهد یافت.
شاهد لئیم انصاف را استهزا میكند، و دهان شریران گناه را میبلعد.
پس من برگشته، تمامی ظلمهایی را كه زیر آفتاب كرده میشود، ملاحظه كردم. و اینك اشكهای مظلومان و برای ایشان تسلّیدهندهای نبود! و زور بطرف جفاكنندگان ایشان بود اما برای ایشان تسلّیدهندهای نبود!
و با عُسرت و گرسنگی در آن خواهند گشت و هنگامی كه گرسنه شوند خویشتن را مشوّش خواهند ساخت و پادشاه و خدای خود را لعنت كرده، به بالا خواهند نگریست.
و من برای داوری نزد شما خواهم آمد و به ضدّ جادوگران و زناكاران و آنانی كه قَسَم دروغ میخورند و كسانی كه بر مُزْدور در مزدش و بیوهزنان و یتیمان ظلم مینمایند و غریب را از حقّ خودش دور میسازند و از من نمیترسند، بزودی شهادت خواهم داد. قول یهوه صبایوت این است.
زیرا که هرچند بسیاری بر وی شهادت دروغ میدادند، امّا شهادتهای ایشان موافق نشد.
و از آن وقت پیلاطُس خواست او را آزاد نماید، لیکن یهودیان فریاد برآورده، میگفتند که اگر این شخص را رها کنی، دوست قیصر نیستی. هر که خود را پادشاه سازد، برخلاف قیصر سخن گوید.
آنگاه به آواز بلند فریاد برکشیدند و گوشهای خود را گرفته، به یکدل بر او حمله کردند،