و او سفالی گرفت تا خود را با آن بخراشد و در میان خاكستر نشسته بود.
TSK
TSK · اِشعيا 47:1
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
زیرا قوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را به زیر خواهی انداخت.
ای دختر بابل که خراب خواهی شد، خوشابحال آنکه به تو جزا دهد چنانکه تو به ما جزا دادی!
وحی دربارۀ بابل كه اشعیا ابن آموص آن را دید.
زیرا خداوند بر یعقوب ترحّم فرموده،اسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید و ایشان را در زمینشان آرامی خواهد داد. و غربا با ایشان ملحق شده، با خاندان یعقوب ملصق خواهند گردید.
بالای بلندیهای ابرها صعود كرده، مثل حضرت اعلی خواهم شد.»
و گفته است: ای دوشیزه ستم رسیده و ای دختر صیدون دیگر مفتخر نخواهی شد. برخاسته، به كتّیم بگذر؛ امّا در آنجا نیز راحت برای تو نخواهد بود.
ای زنان مطمئّن برخاسته، آواز مرا بشنوید و ای دختران ایمن سخن مرا گوش گیرید.
و گفتی تا به ابد ملكه خواهم بود. و این چیزها را در دل خود جا ندادی و عاقبت آنها را به یاد نیاوردی.
به پادشاه و ملكه بگو خویشتن را فروتن ساخته، بنشینید زیرا كه افسرها یعنی تاجهای جلال شما افتاده است.
ای دختر دیبُون كه (در امنیت) ساكن هستی از جلال خود فرود آی و در جای خشك بنشین زیرا كه غارتكننده موآب بر تو هجوم میآورد و قلعههای تو را منهدم میسازد.
خداوند چنین میگوید: «اینك من بر بابل و بر ساكنان وسط مقاومت كنندگانم بادی مهلك بر میانگیزانم.
ما خجل گشتهایم زانرو كه عار را شنیدیم و رسوایی چهره ما را پوشانیده است. زیرا كه غریبان به مَقدَسهای خانه خداوند داخل شدهاند.
جوانان و پیران در كوچهها بر زمین میخوابند. دوشیزگان و جوانان من به شمشیر افتادهاند. در روز غضب خود ایشان را به قتل رسانیده، كُشتی و شفقت ننمودی.
و جمیع سروران دریا از كرسیهای خود فرود آیند. و رداهای خود را از خود بیرون كرده، رخوت قلاّبدوزی خویش را بكنند. و به ترسها ملبّس شده، بر زمین بنشینند و آناًفآناً لرزان گردیده، دربارۀ تو متحیر شوند.
ای كه در شكافهای صخره ساكن هستی و مسكن تو بلند میباشد و در دل خود میگویی كیست كه مرا به زمین فرود بیاورد، تكبّرِ دلت، تو را فریب داده است،
و كرسی ممالك راواژگون خواهم نمود و قوّت ممالك امّتها را هلاك خواهم ساخت و ارابهها و سواران آنها را سرنگون خواهم كرد و اسبها و سواران آنها به شمشیر یكدیگر خواهند افتاد.
به اندازهای که خویشتن را تمجید کرد و عیاشی نمود، به آنقدر عذاب و ماتم بدو دهید، زیرا که در دل خود میگوید، به مقام ملکه نشستهام و بیوه نیستم و ماتم هرگز نخواهم دید.