و آواز خداوند خدا را شنیدند كه در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید، و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان كردند.
TSK
TSK · مزامير 32:3
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و چون ایام ماتم گذشت، داود فرستاده، او را به خانۀ خود آورد و او زن وی شد، و برایش پسری زایید. اما كاری كه داود كرده بود، در نظر خداوند ناپسند آمد.
زیرا كه ناله من، پیش از خوراكم میآید و نعره من، مثل آب ریخته میشود.
پوست من سیاه گشته، از من میریزد، و استخوانهایم از حرارت سوخته گردیده است.
ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کردهای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟
در جسد من بهسبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم بهسبب خطای خودم سلامتی نی.
شادی و خرمی را به من بشنوان تا استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید.
دل شادمان شفای نیكو میبخشد، اما روح شكسته استخوانها را خشك میكند.
پسرانتو را ضعف گرفته، به سر همه كوچهها مثل آهو در دام خوابیدهاند. و ایشان از غضب خداوند و از عتاب خدای تو مملّو شدهاند.
جمیع ما مثل خرسها صدا میكنیم و مانند فاختهها ناله مینماییم، برای انصاف انتظار میكشیم و نیست و برای نجات و از ما دور میشود.
یهودا به سبب مصیبت و سختی بندگی، جلای وطن شده است. در میان امّتها نشسته، راحت نمییابد و جمیع تعاقبكنندگانش در میان جایهای تنگ به او در رسیدهاند.
و نیز چون فریاد و استغاثه مینمایم دعای مرا منع میكند.
پس رفته، خود را به یکی از اهل آن ملک پیوست. وی او را به املاک خود فرستاد تا گرازبانی کند.