و یعقوب آن مكان را «فِنیئیل» نامیده، (گفت:) «زیرا خدا را روبرو دیدم و جانم رستگار شد.»
TSK
TSK · خروج 24:10
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و گفت: «من هستم خدای پدرت، خدای ابراهیم، و خدای اسحاق، و خدای یعقوب.»آنگاه موسی روی خود را پوشانید، زیرا ترسید كه به خدا بنگرد.
پس دست خود را خواهم برداشت تا قفای مرا ببینی، اما روی من دیده نمیشود.»
و مانوح به زنش گفت: «البته خواهیم مرد، زیرا خدا را دیدیم.»
و الا´ن ای یهُوَه خدای اسرائیل كلامی كه به بندۀ خود داود گفتهای ثابت بشود.
در سالی كه عزّیا پادشاه مرد، خداوند را دیدم كه بر كرسی بلند و عالی نشسته بود، و هیكل از دامنهای وی پر بود.
پس نگریستم و اینك بر فَلَكی كه بالای سر كروبیان بود، چیزی مثل سنگ یاقوت كبود و مثل نمایش شبیه تخت بر زَبَر آنها ظاهر شد.
خدا را هرگز کسی ندیده است؛ پسر یگانهای که در آغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد.
عیسی بدو گفت، ای فیلیپُس در این مدّت با شما بودهام، آیا مرا نشناختهای؟ کسی که مرا دید، پدر را دیده است. پس چگونه تو میگویی پدر را به ما نشان ده؟
کسی هرگز خدا را ندید؛ اگر یکدیگر را محبّت نماییم، خدا در ما ساکن است و محبّت او در ما کامل شده است.
و آن نشیننده، در صورت، مانند سنگ یشم و عقیق است و قوسقزحی در گرد تخت که به منظر شباهت به زمرّد دارد
و بنای دیوار آن از یشم بود و شهر از زر خالص چون شیشه مصفّیٰ بود.