TSK

TSK · لوقا 8:24

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

و تلاطم دریا را ساکن می‌گردانی، تلاطم امواج آن و شورش امّت‌ها را.

آن را به لجّه‌ها مثل ردا پوشانیده‌ای، که آبها بر کوه‌ها ایستاده‌اند.

ریسمانهای موت مرا احاطه کرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت، تنگی و غم پیدا کردم.

چون‌ آمدم‌ چرا كسی‌ نبود؟ و چون‌ ندا كردم‌ چرا كسی‌ جواب‌ نداد؟ آیا دست‌ من‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ كوتاه‌ شـده‌ كه‌ نتواند نجات‌ دهد یا در من‌ قدرتی‌ نیسـت‌ كه‌ رهایـی‌ دهـم‌؟ اینك‌ به‌ عتـاب‌ خود دریا را خشك‌ می‌كنم‌ و نهرها را بیابان‌ می‌سـازم‌ كه‌ ماهـی‌ آنها از بی‌آبی‌ متعفّن‌ شـود و از تشنگـی‌ بمیـرد.

لیکن چون باد را شدید دید، ترسان گشت و مشرف به غرق شده، فریاد برآورده، گفت، خداوندا، مرا دریاب.

شمعون در جواب وی گفت، ای استاد، تمام شب را رنج برده چیزی نگرفتیم، لیکن به حکم تو، دام را خواهیم انداخت.

لکن در خود فتوای موت داشتیم تا بر خود توکّل نکنیم، بلکه بر خدا که مردگان را برمی‌خیزاند،