و چون اَخاب ایلیا را دید، اَخاب وی را گفت: «آیا تو هستی كه اسرائیل را مضطرب میسازی؟»
TSK
TSK · مَرقُس 11:18
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و پادشاه اسرائیل به یهُوْشافاط گفت: «یك مرد دیگر، یعنی مْیكایا ابن یمْلَه هست كه به واسطه اواز خداوند مسألت توان كرد. لیكن من از او نفرت دارم زیرا كه دربارۀ من به نیكویی نبوت نمیكند، بلكه به بدی.» و یهُوْشافاط گفت: «پادشاه چنین نگوید.»
خداوند كه ولّی و قدّوس اسرائیل میباشد، به او كه نزد مردم محقّر و نزد امّتهامكروه و بنده حاكمان است چنین میگوید: پادشاهان دیده برپا خواهند شد و سروران سجده خواهند نمود، به سبب خداوند كه امین است و قدّوس اسرائیل كه تو را برگزیده است.
امّا رؤسای کهنه و کاتبان چون عجایبی که از او صادر میگشت و کودکان را که در هیکل فریاد برآورده، هوشیعانا پسر داودا میگفتند دیدند، غضبناک گشته،
و چون رؤسای کَهَنه و فریسیان مثلهایش را شنیدند، دریافتند که دربارهٔ ایشان میگوید.
به قسمی که از تعلیم وی حیران شدند، زیرا که ایشان را مقتدرانه تعلیم میداد نه مانند کاتبان.
زیرا که هیرودیس ازیحیی میترسید چونکه او را مرد عادل و مقدّس میدانست و رعایتش مینمود و هرگاه از او میشنید بسیار به عمل میآورد و به خوشی سخن او را اصغا مینمود.
آنگاه خواستند او را گرفتار سازند، امّا از خلق میترسیدند، زیرا میدانستند که این مثل را برای ایشان آورد. پس او را واگذارده، برفتند.
و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیضآمیزی که از دهانش صادر میشد، تعجّب نموده، گفتند، مگر این پسر یوسف نیست؟
آنگاه رؤسای کهنه و کاتبان خواستند که در همان ساعت او را گرفتار کنند، لیکن از قوم ترسیدند زیرا که دانستند که این مثل را دربارهٔ ایشان زده بود.
و ازهمان روز شورا کردند که او را بکشند.
و اگر کسیبخواهد بدیشان اذیّت رساند، آتشی از دهانشان بدر شده، دشمنان ایشان را فرو میگیرد؛ و هر که قصد اذیّت ایشان دارد، بدینگونه باید کشته شود.