السيرة
قدیس کلیوپاس رسول در شمار آن هفتاد تنی بود که خداوند برگزید و دو به دو فرستاد تا به ملکوت خدا بشارت دهند. او از نخستین روزها به خاندان ایمان تعلق داشت، و سنت مقدس او را از خویشاوندان قدیس یوسف میشمارد، چنانکه نه تنها به شاگردی، بلکه به پیوند جسم نیز به نجاتدهنده پیوسته بود.
در روز قیامت، در حالی که اندوه هنوز بر دل شاگردان سنگینی میکرد، کلیوپاس و همراهش به سوی قریه عمواس روان بودند و درباره همه آنچه رخ داده بود با یکدیگر گفتگو میکردند. مسیحِ قیامکرده خود نزدیک آمد و با ایشان همراه شد، اما چشمانشان بسته نگاه داشته شده بود تا او را نشناسند. او کندیِ دل ایشان را سرزنش کرد و گفت: «ای بیفهمان و سستدلان از ایمان آوردن به آنچه انبیا گفتهاند»، و از موسی و همه انبیا آغاز کرده، آنچه را در همه کتب درباره خودش بود برای ایشان شرح داد، که میبایست مسیح این رنجها را بکشد و آنگاه به جلال خود درآید.
چون به قریه نزدیک شدند، او را اصرار کردند که با ایشان بماند، زیرا روز به پایان نزدیک شده بود. و چون بر سفره نشست، نان را گرفت و برکت داد و پاره کرد و به ایشان داد؛ آنگاه چشمانشان باز شد و او را در پاره کردن نان شناختند، و او از نظرشان ناپدید شد. به یکدیگر گفتند: «آیا دل ما در درون ما نمیسوخت آنگاه که در راه با ما سخن میگفت؟» در همان ساعت برخاستند و به اورشلیم بازگشتند تا به رسولان خبر دهند که چگونه خداوند بر ایشان شناخته شد. این در انجیل مقدس ثبت شده است (لوقا ۲۴ (Luke 24:13)).
پس از آن، قدیس کلیوپاس در بشارت انجیل جهاد کرد و استوارانه بر قیامتی که به چشمان خود دیده بود شهادت داد. سنت روایت میکند که او در عمواس تاج شهادت را دریافت کرد، چون دشمنان حق او را به سبب اعترافش به خداوند کشتند، در همان خانهای که زمانی مسیح را بر سفره خود پذیرفته بود؛ و در آنجا با احترام به خاک سپرده شد.
کلیسای قبطی یاد قدیس کلیوپاس رسول و همراه او را در نخستین روز از ماه مبارک هاتور گرامی میدارد. باشد که دعا و برکت ایشان با ما باشد. آمین.